مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
76
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
زمين پرسيد و يا خداوند اسب را متوقف كرد - همانطور كه شتر پيامبر را در حديبيه متوقف ساخت - اين بود كه به يارانش سرزمينى را كه مطابق اخبار رسيده از رسول خدا ( ص ) و جانشين آن حضرت قربانگاهشان بود ، بشناساند ، تا دلهاشان مطمئن گردد ، مردان شناخته شوند ، ارادهها استوار گردد و فداكاريها چهره بندد ؛ و در نتيجه بصيرتشان در كار افزون گشته براى هدف بلندى كه در پيش دارند آماده شوند . تا آنكه براى هيچ كس ترديدى باقى نماند كه كربلا محل تربت او است . چنين سؤالهايى بيهوده نيست . رسول خدا ( ص ) نيز نام دو مردى را كه براى دوشيدن شتر برخاستند و نيز نام دو كوهى را كه در راه ايشان به سوى بدر واقع بود پرسيد . آيا رسول خدا ( ص ) بدانها آگاه نبود ؟ آرى ، آگاه بود ، ليكن مصالحى كه بر ما پوشيده است ، او را به انجام اين سؤال واداشت . اينگونه سؤالها را علماى بلاغت ، « تجاهل دانا » مىگويند . هرگاه كه شكافندهء همهء چيزها كه هيچ خرد و بزرگى بر او پوشيده نيست به موسى ( ع ) مىگويد : « وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى » ( اى موسى اين شىء در دست تو چيست ؟ ) و بنا به مصلحتى به عيسى مىگويد : « أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ » ( آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را دو معبود گيريد ؟ ) . . . و با آنكه به ايمان ابراهيم آگاه بود به خليل فرمود : « أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ » ( آيا ايمان نياوردى ) امام منصوب از جانب خدا نيز بر شريعتش امين است و مصالح بر او پوشيده نيست . همچنين پناه بردن سيدالشهدا به خداوند از اندوه و گرفتارى نيز به مفهوم به فال بد گرفتن نام كربلا نبود . زيرا كسى كه چيزى را به فال بد مىگيرد نمىداند كه بر سر او چه مىآيد ؛ و از عقايد اعراب چنين بر مىآيد كه فال بد زدن مايهء شر است . ولى حسين ( ع ) نسبت به قضاى الهى كه در سرزمين طف بر او فرود مىآيد ، يقين داشت ؛ و نسبت به اندوهى كه به او و خانواده و اصحابش مىرسيد دانا بود . چنان كه بارها از آن خبر داد . « 1 »
--> ( 1 ) - مقتل الحسين ، مقرم ، ص 193 - 194 . در رجال كشى آمده است ! سلمان فارسى در سفر خود به مداين از كربلا گذشت ؛ و گفت : اين قتلگاههاى برادران من است . اينجا محل منزلگاهشان و جاى ريختن خونهايشان است . فرزند بهترين اولين و آخرين در اينجا كشته مىشود ! بايد ديد آيا سلمان چيزى را مىدانست كه امام ( ع ) نمىدانست ؟ امامى كه رسول خدا ( ص ) دربارهاش فرمود : علم من علم او و علم او علم من است ؛ و ما به آنچه موجود مىشود ، پيش از موجود شدن آگاهيم . ر . ك : دلائل الامامه ، ص 183 - 184 ، ح 101 ، شمارهء 6 .